السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
99
تفسير الميزان ( فارسي )
كه نه مىتوانند مثلش را بياورند و نه مىتوانند قبولش كنند ، و هم اينكه مشتمل بر تهديد عليه ايشان است . يكى « 1 » ديگر اينكه : سنگينى قرآن كنايه است از بقاى آن در طول روزگار ، چون يكى از خصوصيات هر چيز سنگين ، اين است كه در جاى خود ثابت بماند . و بعضى ديگر وجوهى ديگر گفتهاند كه هر چند هر كدام در جاى خود صحيح و بىعيب است ، و ليكن وجهى كه ما آورديم چيزى است كه از ظاهر آيه به ذهن مىآيد . * ( « إِنَّ ناشِئَةَ اللَّيْلِ هِيَ أَشَدُّ وَطْئاً وَأَقْوَمُ قِيلًا إِنَّ لَكَ فِي النَّهارِ سَبْحاً طَوِيلًا » ) * آيه اولى در اين مقام است كه بيان كند چرا شب را براى اين نماز اختيار كرديم ، و آيه دوم در مقام اين است كه بيان كند چرا روز را انتخاب نكرديم هم چنان كه آيه قبلى كه مىفرمود : * ( « إِنَّا سَنُلْقِي عَلَيْكَ قَوْلًا ثَقِيلًا » ) * در مقام بيان اين بود كه اصلا چرا نماز شب تشريع شد . در آيه مورد بحث در كلمه « ناشئة » دو احتمال هست : يكى اينكه مانند كلمه « عافيت » و « عاقبت » مصدر ، و به معناى نشئه و حدوث و تكون باشد . و دوم اينكه اسم فاعل از ماده نشئه باشد ، كه به موصوف خود اضافه شده ، هر كدام كه باشد مراد از آن ، شب است ، و اگر حادثه را بر شب اطلاق كرده ، نظير اطلاق آن بر اجزاى خلقت است . و چه بسا بعضى گفتهاند : منظور از حادثه شب همان نماز شب است . و معناى « وطء زمين » قدم نهادن بر آنست و اينكه فرمود « حادثه شب شديدترين قدم نهادن است » كنايه است از اينكه اين عمل از هر عمل ديگر در صفاى نفس ، انسان را ثابتقدمتر مىسازد ، و بهتر از هر چيز نفس آدمى را از اينكه به وسيله شواغل روز ، دچار كدورت شود حفظ مىكند . بعضى « 3 » گفتهاند : منظور از « وطء » مطابقت قلب با زبان است . آن گاه گفته خود را تاييد كرده به اينكه : بعضىها كلمه را « وطء » به كسره واو خواندهاند . و مراد از اينكه فرمود « حادثه شب اقوم قيلا است » اين است كه نماز شب استوارترين و صائبترين سخن است ، براى اينكه در نماز شب حضور قلب بيشتر و توجه به كلام دقيقتر است . و معناى آيه اين است كه حادثه شب و يا نماز در دل شب ثابتقدمتر است - و يا در
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 29 ، ص 104 . ( 2 ) تفسير كشاف ، ج 4 ، ص 638 . ( 3 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 378 .